استراتژی جهت حركت و قلمرو فعالیت‌های یك سازمان در درازمدت است كه علی‌القاعده منابع سازمان را با محیط متغیر آن به خصوص نیاز بازار و مشتریان طوری هماهنگ می‌سازد كه به توقعات، انتظارات و ارزشهای اشخاص و افراد ذینفع پاسخی مناسب داده شود.
تدوین استراتژی مناسب و مهم‌تر از آن پیاده‌سازی مطلوب آن موجب ارتقا اثربخشی سازمان شده و رضایت خاطر ذینفعان (سهامداران، كاركنان، مشتریان، تامین‌كنندگان و جامعه) را به طرق مختلف سبب می‌شود كه تعالی نیز در مدلهای ملی تمام كشورهای دنیا بر مبنای ایجاد همین تعادل بین نیازها و توقعات تعریف گردیده ‌است.
تجربه و همچنین بررسی‌های انجام شده در همین زمینه نشان داده است كه مشكلات زیادی در خصوص پیاده‌سازی و تدوین استراتژی در پیش روی مدیران قرار دارد، برخی از این دلایل بدین شرح می‌باشد:

• عدم پذیرش استراتژی توسط همه مدیران
• عدم درك بعضی از جنبه‌های استراتژی توسط طراحان آن
• درگیر نشدن بعضی از مدیران در برخی از مراحل و سطوح فرایند تدوین استراتژی
• محول كردن مسئولیت اصلی اجرای استراتژی بر دوش كاركنان
• تغییر ناپذیر تلقی كردن طرحهای كلان
• انتخاب روشی بسیار پیچیده و پر هزینه برای طراحی و اجرای استراتژی
• عدم توجه به طرحهای بسیار خوب به علت سادگی
• عدم كفایت اطلاعات مورد نیاز و موثر
• تاكید بیش از حد بر جزئیات

ما چگونه به سازمان‌ها کمک می‌کنیم؟
BSM رويكردي است كه طي آن استراتژي سازمان با مشاركت مديران ارشد در بستر كارت امتيازي متوازن فرموله شده و ساز ‌وكارهاي اجراي آن فراهم مي‌گردد.
در كل، این روش شامل تدوین استراتژی، طراحی كارت امتیازی متوازن برای استقرار استراتژی‌ها، تهیه ریز فعالیت‌ها و گانت چارت پروژه‌ها و گزارش چراغ راهنما برای كنترل ماهانه پیشرفت استراتژی‌ها می‌باشد.

مراحل اجرایی

ویژگی‌های سیستم مدیریت استراتژی متوازن ( BSM)تعالی سازان

  • طراحی استراتژی‌ها مبتنی بر واقعیت‌های روز سازمانی
  • درک کلي و مشترک از ابزار تدوین و جاری سازی و بروزآوری استراتژی ها در سازمان
  • مشارکت مدیران در کلیه مراحل کار و افزایش تعهد اجرایی آنان
  • رصد دائمی سازمان در خصوص ميزان دسترسي به اهداف استراتژيک تدوين شده