مقدمه

به راستی مغز انسان يکی از شگفتی‌های جهان است.  با وجوديكه تنها 1.4 کيلوگرم وزن دارد،  هزار ميليارد نورون را در خود جاي داده است. هر نورون  مي‌تواند به 10000 نورون مجاور خود، متصل شود. اين بدان معنی است که  براي محاسبه كل اتصالات ممكن مغزي نيازمند 10.5 ميليون صفر مقابل عدد يك خواهيم بود! به عبارتي ديگر قابليت مغز انسان نامحدود است.

پيشرفت دانش بشر در مورد مغز انسان در 40 سال  اخير، بسيار بيشتر از كل 20 قرن پيش از آن بوده است. اين پيشرفت مديون تکنولوژی‌هايي مانند MRI است که امکان مشاهده مغز را در حين فعاليت فراهم نموده است.

ابزار ترجيح فکری هرمان   HBDI – Heremann Brain Dominance Instrumentكه از طريق اين دانش‌ها ايجاد شده است به شما اين امکان را  می‌دهد که از ترجيحات فکری خود آگاهی يافته و بتوانيد از آن به گونه‌ای مؤثر در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود  استفاده كنيد.

معرفی ندهرمان

ند هرمان، مبدع مدل HBDI همواره نسبت به گوناگون بودن ترجيحات خود كنجكاو بود و پس از شروع مطالعات بر روي مغز به آگاهي در اين زمينه دست يافت. او در دانشگاه کورنل  شايستگي هاي خودش را در زمينه موسيقی و  فيزيک  به نمايش گذاشت. بعدها در حاليكه که يک مدير اجرايی موفق در GE به حساب مي‌آمد، همچنان در كارهاي هنري و مجسمه سازي فردي چيره دست به شمار مي‌رفت. علاقه‌ي‌ كاري ند هرمان به عنوان يک متخصص توسعه‌ی مديريت، جرقه‌ی آغاز اين تحقيق را در ذهن او روشن كرد: « چرا مديرانی که با هم در يک جلسه‌ی آموزشی شركت مي‌كنند و تحت تعليم يک مربی با برنامه‌ی آموزشی مشترک قرار می‌گيرند، باقضاوتهای کاملاً متفاوت و حتی متضاد از آن جلسه بيرون مي‌آيند و جنبه هاي متفاوتي از برنامه مذكور را در كار و پيشه خود مورد استفاده قرار دهند؟»

اين تحقيق ند هرمان را بر آن داشت زمانیکه در GE بود ابزار ترجيحات تفكري HBDI را بوجود آورد تا براساس يك آزمون 120 سوالي تصويري از ترجيحات تفکری به افراد، زوج ها، تيم ها و سازمانها مي‌دهد. مطالعات گسترده و دنباله داري برای تأييد اعتبار اين ابزار انجام شده است كه با تستهاي EEG آغاز گرديد و بر اساس گزارشات اخير اعتبارسنجی گرديد و همبستگی آن با ساير ابزارهای معتبر مورد ارزيابي قرار گرفته است. ند هرمان، که به عنوان بنيانگذار تکنولوژی مغز فراگير شناخته می‌شود، با اين تحقيق نشان داد که تنوع مدلهاي تفكري در  همه  سازمانها، حتی مجموعه هاي کوچک در حد 100 نفري،  نيز مشهود است.

 

پروفایل ها، گوناگونی ترجیجات فکری را نشان می دهند.

بکارگيری  پروفايل‌هاي HBDI منجر به درک بهتری از روشهاي طبيعی مي‌شود كه براي پردازش اطلاعات  مورد استفاده قرار مي‌دهيم.  درك ما از محيط، رويکردهای حل مسئله، اثربخشی ارتباطات ما با ديگران و چگونگی  اجراي کارها، تحت تاثير اين روشهاي تفكري است.  از كابردهاي ديگر آن مي‌توان به استفاده در برنامه‌هاي توسعه‌ی مديريت و رهبری برای سازمانهای جهانی  اشاره نمود که به افزايش سرعت و اثربخشی ارتباطات، نوآوری بيشتر، بهبود فرآيندهای تيمی مي‌انجامد و بستري فراهم مي‌شود تا هوشمندي همه عوامل سازمان به شكلي متعادل بروز كند.

توجه به ترجیحات گوناگون

مدل HBDI اين امکان را برای متقاضيان فراهم می‌کند که از ترجيحات ذهنی و روش‌هاي تفکر خود آگاه شوند. فهميدن اين موضوع به افراد کمک میکند که رضايت خاطر بيشتري از خود داشته و درك بهتر و موثرتري از كساني داشته باشند که  متفاوت از آنها مي‌انديشند. به عنوان مثال، افرادی که نيمکره‌ی چپ مغزشان غالب است، در يک شغل فنی که نيازمند نظم‌دهی، برنامه‌ريزی عملياتي و کار اجرايی است، احساس بهتری دارند. اين دسته از افراد اغلب دلايل منطقي مي‌آورند، ادله اثبات شده را مطالعه و بررسي كرده و با رويکردهاي سيستماتيک سازگاري دارند. آنها از خيال‌پردازي حذر كرده و براي  شكستن ساختارها و عبور از مرزها مقاومت کرده و ترجيح می دهند متمرکز، منطقی و دقيق باقی بمانند. افرادی که نيمکره‌ی راست مغزشان غالب است، از ايده‌های جديد و اجتماعی لذت می برند. در ارتباطات به جاي تكيه صرف به دليل و برهان، نمادين رفتار مي‌كنند. آنها بيشتر در قالب تصاوير فکر می‌کنند تا کلمات. مفاهيم  انتزاعي و مباحث فرضیه‌اي برای اين دسته از افراد جالب است.

دو روش متفاوت برای حل مسائل

هر کس برای رويارويی با مسائل روزمره خود شيوه خاص خود را دارد.  افراد  راست مغز گاهي مساله را رها مي كنند و ظاهرا به آن نمي‌انديشند ولي در ناخودآگاه درگير آن هستند و بعد از مدتي به پاسخ برسند،  ممکن است يک قدم به عقب برگشته و يك تصوير کلي را همراه با تمام ارتباطات بين اجزاء متغير ببينند. آنها بر اساس استعاره و قیاس به موضوع مي‌انديشند و بين اجزايي که در نگاه اول بعيد و غير مرتبط به نظر می‌رسد، ارتباط برقرار می‌کنند. این شيوه حل مساله برای فردی که نيمه چپ مغزش غالب است،  غير منطقي جلوه مي‌كند.

در مقابل،  يك فرد چپ مغز  بيشتر به دنبال رويکردي نظام‌مند و گام به گام مي‌باشد و قبل از هرگونه قضاوتی، به مشاهده جزئی واقعيت ها مي‌پردازد. اين رويکرد معمولاً از نظر افراد راست مغز بي‌حاصل و كسالت بار بوده و حتي مايل به همكاري در چنين شيوه‌اي نمي‌باشند.

مدل HBDI به افراد و تيم ها کمک می‌کند که شيوه ترجيحي خود  براي رویارویی با مسائل را تشخیص دهند و آگاهي آنها به شكلي واقع بينانه‌اي افزایش مي‌يابد. زيرا متوجه مي‌شوند که روش فکری خودشان تنها راه ممكن  نبوده، و برای رویارویی با برخی مسائل  شيوه هاي متفاوت تفکر مورد نياز خواهد بود. ند هرمان تاكيد دارد که

“هر شخص موجود منحصر به فردي است؛ افراد به طور ناخودآگاه، تحت تأثير ترجيحات فکری خود ارتباط برقرار می کنند.”

 

ویژگی های هر یک از چهار ربع

تعدادی از ویژگی های هر یک از چهار ربع را در تصویر زیر می توانید مشاهده فرمایید.

برای اطلاعات بیشتر و درخواست برگزاری کارگاه در سازمان خود با ما تماس بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *