نویسنده: سونیا جلالی

سازمان‌های موفق و پیشرو جهان بر این باورند که آموزش فقط یک اتفاق و رویداد نیست که آغاز و انجام داشته باشد، بلکه آموزش و یادگیری فرایندی مستمر است که طی آن کارکنان از کارشان، همکارشان، مافوقشان و اشتباهاتشان یاد می‌گیرند.
بنابراین در دنیای امروز آموزش فقط منوط به آموزش‌های رسمی و سازمانی که برای کارکنان از طرف سازمان‌ها برگزار می شود نیست، هر یک از کارکنان نیز می بایست بخشی از مسئولیت آموزش و پرورش خود را بر عهده گیرند.
IDP یا برنامه توسعه فردی به کارکنان کمک می‌کند تا با تشخیص نیازهای خود نسبت به توسعه آن برنامه‌ریزی نمایند، به بیان دیگر به کمک IDP، هر فرد سهم خود را در توسعه شخصی پذیرفته و برای توانمند سازی خود متعهد می‌گردد.

برای تدوین یک برنامه توسعه فردی چه کنیم؟

لازم است ابتدا تصمیم بگیرید که چه می‌خواهید یاد بگیرید و یا می‌خواهید به چه موفقیتی دست یابید. هدف خود را برای آینده تعیین کنید، بهتر است هر سال روی دو یا سه موضوع با هدف مشخص، تمرکز کنید تا آن که بر روی یک هدف مبهم و غیر واضح و بزرگ تمرکز کنید.

بعد از تعیین هدف باید وضع موجود خود را تعیین کرده و سپس وضع مطلوب یعنی جایی که می‌خواهیم به آن برسیم را طراحی کنیم، بعد مشخص کنیم که برای رسیدن به وضع مطلوب چه اقداماتی باید انجام دهیم چه منابعی لازم داریم و همینطور چه زمانی برای توسعه لازم است.
بگذارید با ذکر مثال موضوع را شفاف‌تر کنم. فرض کنید که شما در زمینه مهارت‌های ارتباطی ضعف دارید برای نوشتن برنامه توسعه فردی می‌توانید به شرح زیر اقدام نمایید.

1- تعیین وضع موجود: خود ارزیابی و دستیابی به تصویری واقعی از قابلیت‌‌ها و مهارت‌های فرد از مهمترین پایه‌های موفقیت در طراحی و اجرای برنامه‌های توسعه فردی است. برای مثال در زمینه مهارت‌های ارتباطی تبیین وضع موجود می‌تواند شامل موارد زیر باشد:
• من بیشتر اوقات حرف دیگران را قطع می‌کنم.
• گاهی اوقات ایده‌های دیگران را با زبان منفی نقد می‌کنم .
• دائما دیگران را قضاوت می‌کنم
• اغلب توفیقی در متقاعد سازی دیگران با نظرات خود ندارم و…

2- تعیین وضع مطلوب: حال باید تعیین کنیم من اگر در زمینه مهارت‌های ارتباطی به چه سطحی برسم مطلوب است و می‌توانم بگویم توسعه حاصل شده است، برای مثال در زمینه مهارت‌های ارتباطی وضع مطلوب می‌تواند شامل موارد زیر باشد:
• همواره در طول گفتگو تماس چشمی مناسب برقرار می‌کنم.
• فعالانه گوش می کنم و شنونده خوبی هستم.
• همواره از پیشداوري پرهیز مي نمایم و عجولانه قضاوت نمي‌كنم.
• سعي مي‌كنم موضوعات را به سادگي و با مثال شرح دهم.
• بیانات من خلاصه، مستقیم و شفاف است و حاشیه نمي‌روم.
• همواره می تواند دیگران را متقاعد سازم.
• سایر افراد همواره نظر من را جویا می شوند و…

3- طراحی اقدامات و فعالیت های لازم برای توسعه قابلیت‌ها: در این گام با انتخاب مجموعه‌ای از روش‌های آموزشی نحوه رسیدن به وضع مطلوب از وضع موجود را طراحی می کنیم.
در مورد مثال ما و به منظور توسعه مهارت‌های ارتباطی برخی از روش‌ها می‌تواند شامل موارد زیر باشد:
• کتاب زبان زندگي: ارتباط بدون خشونت نوشته مارشال روزنبرگ را مطالعه می‌کنم.
• در یک دوره آموزشی با موضوع مهارت‌های ارتباطی( ارتباط موثر، گفتگوی موثر و…)، مهارت‌های مذاکره، فن بیان و… شرکت می‌کنم.
• در زمان ارتباط با افراد این موارد را تمرین می‌کنم: تایید کلام طرف مقابل با حرکت سر و دست و تغییرات چهره، لحن قاطع و محکم، آهنگ کلام ملایم و منظم، تلاش برای کسب توافق و نقطه نظرات مشترک، بیان احساسات بدون پروا، ارائه پیشنهاد به جای انتقاد و سرزنش و طعنه، بیان دستورات در قالب پرسش، سنجش افکار دیگران با مطرح کردن سوال و…

4- زمان بندی: در این قسنت سررسیدهای زمانی را درج می‌کنیم که نشان می‌دهد انتظار داریم در چه زمانی به کدام اهداف دست پیدا کنیم.

مثلا:
• کتاب زبان زندگی را در مرداد ماه سال جاری مطالعه می‌کنم
• دوره آموزشی مورد نظر را در سه ماه سوم سال جاری تمام می‌کنم.
• موارد تمرین و کسب تجربه را به طور مستمر انجام خواهم داد.
با طراحی برنامه‌های توسعه فردی و همسو سازی آن با اهداف سازمان می توان گامی بزرگ در جهت توسعه فردی و سازمانی برداشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *