نویسنده: محمدرضا آقازاده
مخاطب: مدیران ارشد، مدیران و کارشناسان ارشد برنامه‌ریزی و استراتژی
موضوع: مدیریت استراتژیک
مدت زمان مطالعه: 30 دقیقه

براساس آخرين تحقيقات صورت گرفته توسط مجله ي استراتژي و رهبري، مديريت استراتژيك با كسب نزديك به 90% آراء به عنوان پركاربرد ترين ابزار مديريتي شناخته مي شود. نتايج تحقيقات نشان مي دهد در پرتوي بكارگيري مفاهيم مديريت استراتژيك شركت ها عملكرد مطلوب تري از خود به نمايش گذاشته اند اما در مقابل شواهد بيشتري از شكست هاي جبران ناپذير استراتژي در سازمان ها وجود دارد. هدف از این نوشتار، تبیین 25 عامل کلیدی برای تحقق استراتژی (در 3 حوزه تدوین، جاری سازی و کنترل استراتژی) در سازمان‌های ایرانی است.

همانطور که می‌دانید تبعات منفي حاصل از جنگ جهاني اول و دوم در حوزه اقتصاد، منجر به اشباع بازار مصرف و كاهش تقاضا به صورت قابل توجه شده و رقابت پذيري را بيش از پيش اهميت بخشيد. بسط و توسعه ي مفاهيم مديريت استراتژيك در سازمان ها اواسط دهه 1950 ميلادي آغاز و در دهه هاي 60 و 70 ميلادي در سازمان ها محبوبيت يافت.
پژوهش اُشاناسي در حوزه ي دانش استراتژي نشان دهنده ي 5 فاز تكاملي معناداردر اين حوزه است. در كشور هاي صنعتي به دليل افزايش اهميت رقابت و ثبات نسبي فضاي اقتصادي، سازمان‌ها راهي را جز استفاده از برنامه ريزي به شكل ساده برمبنای چارچوب‌های مالي شركت نيافتند. بنابراين اولين فاز پارادايم استراتژي با عنوان برنامه ريزي مالي، ‌با هدف طرح ريزي بودجه مالي حداكثر يك ساله‌ي شركت‌ها در حدود دهه ي 1950 معروف است.
اين روند به دنبال تزلزل روز افزون نتايج حاصل از برنامه ريزي سنتي موجب ظهور و بروز نسل هاي جديدي از برنامه ريزي با عناوين برنامه ريزي بلند مدت و با تفاوتي قابل ملاحظه برنامه ريزي استراتژيك گرديد.
مرحله ي بعدي يعني فاز برنامه ريزي مبتني بر پيش بيني، چندي بعد در حدود دهه ي 60 ميلادي ظهور كرد. دوره اي كه در آن سازمان ها از يك افق زماني وسيع تر تحليلي با پيش بيني هاي چندساله و تخصيص ايستاي منابع استفاده مي‌كردند. اما كاركرد اين برنامه ريزي هاي درون محور و ساده نيز عمر طولاني اي نداشت.

دردهه ي 1970 درواكنش به نيازهاي بازار و افزايش شدت رقابت، جنبش نوين پارادايم استراتژي با عنوان برنامه ريزي مبتني بر محيط بيرون به منصه ي ظهور رسيد. در اين مقطع كاربرد فنون تجويزي براي استراتژي با سلطه ي مكتب برنامه ريزي استراتژيك به اوج خود رسيد.
اما رفته رفته در اوايل دهه‌ي 1980 شركت ها با مرحله ي جديدي از پارادايم استراتژي مواجه شدند. مرحله اي كه در آن سازمان ها از برنامه ريزي استراتژيك صرف به سمت اجرا و كنترل استراتژيك نيز روي خوش نشان دادند. اين فاز با عنوان مديريت استراتژيك شناخته مي شود.
در نهايت در دهه 1990 همزمان با اثربخش نبودن فنون برنامه ريزي استراتژيك، پارادايم استراتژي با ظهور تفكر استراتژيك تكامل بيشتري پيدا كرد و به صورت تدریجی رویکردهای توصیفی در دنیای استراتژی شکل گرفت. رویکردهایی که بجای تجویز نسخه‌های خشک و مرحله‌ای، به دنبال توسعه دیدگاه مدیران است.

تحقق استراتژي موضوعي است كه از دهه 80 ميلادي مورد توجه صاحب نظران واقع شد به گونه اي كه بررسي ها در اين خصوص نشان مي دهد در دو دهه ي اخير 60 تا 90 درصد سازمان ها با شكست استراتژي مواجه مي‌شوند.
با موضوعيت روز افزون مفاهيم مديريت استراتژيك در دو دهه اخير در سازمان هاي ايراني، اين وضعيت در داخل ايران نیز به چشم مي خورد. در گذشته تصور بر اين بود كه ريشه عدم تحقق استراتژي ها به طور عمده در حوزه ي تدوين استراتژي بوده است اما همانطور که می‌دانید تحقق استراتژي در سازمان ها تابعي است از سه ماهيت مجزا و مرتبط يعني تدوين، پياده سازي و كنترل استراتژي.

برنامه هاي استراتژيك داراي منافع متعددي هستند كه در صورت رعايت عوامل كليدي موفقيت مي تواند براي سازمان موقعيت مطلوبي را فراهم آورد. برخي از منافع عمده و ضرورت هاي بكارگيري صحيح مديريت استراتژيك عبارتند از:
• هماهنگ سازي كاربرد و جلوگيري از اتلاف بي دليل منابع سازماني
• فراهم سازي امكان شناخت موضوعات اصلي و تمركز منابع محدود براي دستيابي به بالاترين منافع ممكن
• جهت دهي صحيح به برنامه هاي عملياتي بمنظور بهره وري بيشتر منابع
• افزايش آگاهي و يادگيري سازماني نسبت به پويايي هاي محيطي جهت دست يابي به موفقيت
• ايجاد امكان و طراحي نقشه راه جهت دست يابي به مزيت رقابتي
• مزاياي قابل توجه مالي

در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران با توجه به رتبه ی کسب شده در زمره ی کشور های با فضای کسب و کار خنثی و بازدارنده ارزیابی می شود، به گونه ای که متاسفانه هزینه ی ورود، انجام فعالیت‌ و خروج از کسب و کار بالا بوده و عملاً انگیزه ای برای سرمایه گذاری اثربخش وجود نخواهد داشت. در اين راستا و در خصوص بهبود وضعيت كلان اقتصادي كشور پس از انقلاب اسلامي 6 برنامه توسعه به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است به طوري كه روند گذار از اقتصاد دولتي به اقتصاد نيمه دولتي را پس از قانون سوم توسعه مي توان مشاهده نمود. به طور كلي مي توان ويژگي هاي كسب و كار سازمان هاي ايراني را به صورت زير خلاصه نمود:

• اقتصاد دولتي و حجم زياد دولت در اقتصاد
• وجود برخي انحصارات در اقتصاد
• سيستم انگيزشي ناكارامد و ايجاد كشش در فعاليت هاي واسطه ايي و عدم توليد گرايي
• عدم وجود سازوكار اطلاعاتي مناسب و عدم گردش آزاد اطلاعات
• گرفتار شدن بسياري از سازمان هاي ايراني در روزمرگي
• نبود برنامه هاي ميان مدت و حتي كوتاه مدت در بسياري از سازمان ها
• عدم شناخت سازمان هاي ايراني از خودو مشكلات پيش رو….

در داخل ايران طي دو دهه اخير مفاهيم مديريت استراتژيك كاربرد روز افزون پيدا نموده است اما در عين حال اغلب اين سازمان ها نتوانسته اند به عوامل مزيت بخش رقابتي دست يابند، حال سوال اصلی که این مقاله به آن می‌پردازد این است که: عوامل ضروری برای موفقیت در تحقق استراتژی (تدوین، جاری‌سازی و کنترل) در سازمان‌های ایرانی چیست؟
مدیریت استراتژی خود شامل 3 حوزه اصلي تدوين استراتژي، اجراي استراتژي و كنترل استراتژي است که هر حوزه خود شامل زير متغيرهاي اثرگذاری است که به صورت مستقيم و يا غير مستقيم بر شكست و يا تحقق استراتژي ها تاثير مي گذارند.
برخي از يافته ها نشان مي دهد بيش از عوامل محيطي، عوامل تحت كنترل مستقيم مديريت در اين خصوص تاثيرگذار خواهند بود.
در ادامه عوامل کلیدی موفقیت در تحقق استراتژی در سازمان‌های ایرانی در 3 زیر حوزه اصلی تدوین، اجرا و کنترل، ارائه می‌شود.

1. عوامل کلیدی موفقیت در تدوین استراتژی

• شناخت متغیر های زمینه ای سازمان( جایگاه سازمان در منحنی دوره عمر،شناخت گلوگاه ها ، شناخت ذینفعان،…)
• انعكاس عقايد، باور ها و ارزش مديران ارشد در تدوين
• توجه به روند تغييرات عوامل دروني و بيروني
• آشنايي مديران با دانش اثربخش مديريت استراتژيك
• شناخت اثربخش قبل از تدوين اركان جهت ساز
• مشاركت و ثبات مديران ارشد
• توجه به فنون طراحي و تفكر استراتژيك در شرايط عدم قطعيت
• توجه به تركيب طراحان و تصميم سازان استراتژي
• برقرار سازي جو توام با احترام ميان تصميم سازان و طراحان

2. عوامل کلیدی موفقیت در اجرای استراتژی

• فرهنگ سازماني همسو با استرات‍ژي
• ساختار سازماني همسو با استرات‍ژي
• تخصيص مناسب منابع
• دست يابي به سطح استراتژي پذير
• توجه به ارتباطات و كاربرد اثربخش فن آوري اطلاعات
• شايستگي و تعهد مديران ارشد
• انگيزش و توجه به منافع مشترك افراد در اجراي استراتژي
• ايجاد ائتلاف اختيارات ، نفوذ و قدرت در سازمان در خصوص اجراي استراتژي
• استفاده از مدیران و رهبران اثربخش جهت پیشبرد استراتژی

3. عوامل کلیدی موفقیت در کنترل استراتژی

• كنترل بلند مدت و كوتاه مدت
• كنترل به عنوان سيستم تشويقي و نه توبيخي
• توجه بيشتر بر وجوه فرآيندهاي داخلي و رشد-يادگيري ضمن توجه به وجوه مالي و مشتري
• حساسيت مديريت عالي نسبت به حفظ كنترل
• بررسي مستمر شرايط محيطي
• توجه به تغيير در معيارهاي كنترل با توجه به شرايط كشور
• مديريت کنترل بر استراتژِ های نو ظهور
امید است که در پرتوی رعایت مفاهیم و عوامل کلیدی فوق، سازمان‌ها عملکرد بهتری را در حوزه مدیریت استراتژیک از خود به نمایش بگذارند.

منبع:
آقازاده، محمدرضا، شهبازمرادی، سعید، فرهمند، آمنه، 1392، طراحی مدل مفهومی عوامل کلیدی تحقق استراتژی در سازمان‌های ایرانی با استفاده از مدل‌سازی ساختاری تفسیری، نشریه راهبرد توسعه، شماره 35

تعالی سازان با تجربه بیش از 450 پروژه مشاوره در حوزه‌های مدیریت استراتزیک، مدیریت منابع انسانی و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *