بنبست کمکهای مناسبتی؛
در تابستان ۱۳۹۰، افزایش بیسابقه مراجعهکنندگان، شیوع عفونتهای فصلی و کمبود منابع مالی، یکی از بزرگترین بیمارستانهای اعصاب و روان کشور را در وضعیتی دشوار قرار داده بود. این مرکز که بیش از هزار تخت فعال داشت، تحت فشار شدیدی بود که دیگر با بودجههای محدود دولتی یا کمکهای پراکنده و مناسبتی قابل مدیریت نبود. کمکهایی که سالها به بستههای خوراکی در ایام مذهبی محدود شده بودند، بیبرنامه، ناپایدار و جدا از نیازهای اصلی بیمارستان بود.
بازطراحی مسیر مشارکت
برای عبور از این چالش، بیمارستان تصمیم گرفت از روشهای قبلی فاصله بگیرد و با یک تغییر استراتژیک، برنامهای هدفمند برای بهبود عملکرد خود طراحی کند. در این راستا، در بُعد مالی، کارت امتیازی متوازن خود را بهگونهای تنظیم کرد که افزایش تابآوری و دستیابی به منابع پایدار را در اولویت قرار دهد. به همین منظور، شکلدهی به یک رابطه پایدار و مؤثر با خیرین ضروری به نظر میرسید؛ ارتباطی فراتر از کمکهای مناسبتی و واکنشی.
برای تحقق این هدف، کمیتهای برای ارتباط با خیرین تشکیل شد. در گام نخست، فهرستی از افراد نیکوکار و تأثیرگذار تهیه گردید؛ از چهرههای شناختهشده محلی تا هماستانیهایی که در خارج از کشور زندگی میکردند، اما همچنان با زادگاه خود در ارتباط بودند. با دعوتی هدفمند، بیمارستان مسیر گفتوگو با این افراد را باز کرد تا آنان در مسیر توسعه بیمارستان، نقشی جدیتر ایفا کنند.
نتیجه این تلاشها، برگزاری نخستین رویداد خیریه ساختاریافته بود که بیش از یک میلیارد تومان برای پروژههای بیمارستان جذب کرد؛ رقمی چشمگیر که نشانهای از اعتمادی بود که در حال شکلگیری بود.
شکلگیری اعتماد پایدار
اما ارزش این تجربه تنها در عدد خلاصه نمیشود. برای نخستینبار، گفتوگویی شفاف میان بیمارستان و خیرین شکل گرفت. نیازها با دقت بیان شد، نحوه مصرف منابع توضیح داده شد و رابطهای ایجاد شد که بر درک متقابل استوار بود، نه صرفاً بر سنت و مناسبت. همین تغییر، زمینهساز مشارکتهای بعدی و مستمرتر شد.
این تجربه نشان داد که حتی در شرایط سخت، با طراحی ارتباطی درست و هدفمند با جامعه، میتوان راههای تازهای برای عبور از بحرانها یافت. کافی است مشارکتها را جدی گرفت و برای آنها ساختار قائل شد؛ اعتماد، در چنین مسیری، هم ساخته میشود و هم پایدار میماند.



