پلمپ؛
همهچیز در بیمارستان آرام آرام رو به جلو بود و شاخصها خبر از بهبود میدادند. در یکی از سفرهای کاری، مدیران چشمشان به تجربهای تازه افتاد؛ در بعضی بیمارستانهای دانشگاهی خارج از کشور، اتاقهای VIP تعریف کرده بودند. اتاقهایی که هم خدمات لوکس ارائه میکردند و هم بیماران زیر نظر استادان دانشگاهی درمان میشدند. ایده به دل مدیران نشست و بخشی از ظرفیت بیمارستان برای اجرای آن در ایران کنار گذاشته شد.
خیلی زود اما گزارش بازرسی رسید که یک مرکز دولتی دارد خدمات VIP با تعرفه بالا ارائه میدهد. خبر به وزیر رسید و او خودش برای پلمپ مرکز آمد. یک بحران واقعی شکل گرفته بود؛ بحرانی که میتوانست طرح تازه را از ریشه متوقف کند و اعتباری که به سختی ساخته شده بود را به خطر بیندازد.
بخشنامه ملی
مدیران اما کوتاه نیامدند. پای میز مذاکره نشستند و توضیح دادند که این طرح نه تنها رقابتی با خدمات عمومی ندارد، بلکه میتواند با ایجاد منابع تازه، کیفیت درمان را بالا ببرد و به نفع کل بیمارستان تمام شود. حرفها در ابتدا چندان خریدار نداشت، اما وقتی نمونههای جهانی را نشان دادند و منافع طرح را با زبان ساده توضیح دادند، نگاه وزیر آرام آرام تغییر کرد.
آنچه در آغاز با پلمپ شروع شده بود، سرانجام به صدور قانونی تازه ختم شد؛ قانونی که به بیمارستانهای دولتی درجه یک اجازه میداد حداکثر ده درصد از ظرفیتشان را به خدمات VIP اختصاص دهند. مسیری که میتوانست پایان یک ایده باشد، به فرصتی برای قانونگذاری تازه بدل شد. این تجربه نشان داد که گاهی یک گفتوگوی درست در دل بحران، میتواند سرنوشت یک سیاست را تغییر دهد.



